تبلیغات
اسبِ بدونِ باند ؛ زرد
اسبِ بدونِ باند ؛ زرد
یونجه و علف تنها خوراکِ مرد مغذی می باشد . 
قالب وبلاگ

کچل برابر اصل نیست

مریخ   آدم   مجنون   سایه   زمینِ آسمانِ شب  از اهالی چکسلاویی های قدیم بود. که پابرهنه در صحرا گم شد.

 کم دان و علف بدون سایه   خورشید   ایستاده  و هزاره سومِ میلاد ، نوری را با سیاره ی هشت پایِ  دُور ازمریخ

درآسمان فراسوی خیال و اون وراش که خیار و گوجه زیاد نبودن و غیر گوجه  اش  است

نام سیاره های دوره غیره ،  غیر مشتری بود. بلکه به نظرم شبیه جنس فرش های آبادی است  که سمبوسه ها  تا حالا نخورده ، ندیدن ،  بودن ، به نظرش نباید زیاد دُور باشن.

 رفیقِ  شه   فابریک   اصل  که یک جورایی آدم بود که البته دقیق تر بگم نیستِ

چون از نسل گوجه یی ها بود که منقرض شده است  شروع به زدن دوره کرد.

دور مریخ   آدم ها   سایه   مجنون   اون بیچاره که حول نبودن چیزی به سراغش آاا  مده  دستش به پاش ، چه؟  گریه کرد؟

منظورش رو با صدای کم دان و علف اینجا به رسایی باز گو می کند! در این صحرا کسی آیا تناب دارد/

بله بچه های عزیز من سال ها پشت هم و پشت هم سال ها مریخ  آدم  مجنون ها  سایه  بدون هیچ سایه ی حتی از خورشید و اون رفیق گوجه ایی شکله ، گُندش ، گُشنش گذاشته. ولی قهرمان هیچ وقت نخواسته از غار ماه بیرون بیاد.

میتونه ادله و اطلاعات زیادی بدم مثلا گرما

ریگ های داغ کویر بعد حتما دوتا مارمولک زشت بایه  یه دوربین فیلم برداری هم باشه

پاشو عمو جان داستان داره کش می آد

دومی : نگاه برجسته تر

من دیگه حال اینجا رو ندارم چرا نمی فهمیدی

دومی : نگاه خیلی برجسته تر

مثل آدم صحبت کن اینا خنگن نمی فهمنند

 دومی : نگاه بسیار خیلی برجسته کم

در می اورده و سر مبارکه ؛ خوابِ آلوده اش  را خودش به خودش ها جوری زده زیر پتو ملحفه آخه اون موقه ها اینطوریا رسم بود. و وقتی کسی از سیاره ی  خیلی دور وسط یک صحرا گم شد. هیچ وقت به جذبه مفهمومیش توجه می کرد آخه اصلا اینطور نداشته که بلکه دوست تر بیشتر داش فحش بده ش چون بنظر باید خیلی   دور   دور   دور   دور   حتی تر از ستاره ها بوده است  جایی که لک لک ها در آسمان خدایِش پرواز می کردن . وهر سال در ساعتِ موعدِ مورد وعده داده شده ی قبلی است. به  انجایی کوچیدن کردن و یک روز که از ساعت موقت و بدون برنامه ریزی کم بدون کمی ائتلاف وقت  کمی دور شده است . یکی از لک ، لک ، لک ، لک   های تو کارِ چشاش یخ میزده بعد نگو هم تخ داشته بی پدر میره سراغ بهلول همونایی است ریشای بلند قرمزی داشته بود . پس شکمش از چهار طرف بزده  بیرون دیوث شبیه بقچه بقالی سر کوچمون شد.

خلاصه براتون جونِ دلم بگه بچه های عزیز من خوشکِلای عمو  تو راه اون شکار چیه بدجنسِ بود رو هم ناکام میزارنش بیچاره ی طعمه  بعدی  شد . اهنگ میاد

دکلمه میکنه:

 تورو خدا لک لک ها باستون روپشت بوم علامت گذاشتم سال ها بعد هم بی یاین پیشِ منه آخه  خیلی ی ، ی ، حال دارین.


[ پنجشنبه 4 تیر 1394 ] [ 08:21 ب.ظ ] [ مجید کلاته عربی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب