تبلیغات
اسبِ بدونِ باند ؛ زرد
اسبِ بدونِ باند ؛ زرد
یونجه و علف تنها خوراکِ مرد مغذی می باشد . 
قالب وبلاگ
پارزاکی نام یک خورشت جالبه، که مردم روستایی اون رو در کوهستان ها میل میکنند. اما پارزاکی رو در جنگل هم میشود یافت. مثلا هر وقت پارزاکی خسته می شود کنار درختی ایست میکند. و شکارچیان دو رو بر او حلقه می زنند و او را از پایش می گیرند. پارزاکی نمی تواند فرار کند. او آنقدر در تله تشنگی می کشد تا بمیرد. من شاید پارزاکی باشم. اما تن به سوپ جو نمی دهم. با هیچ الماس درشتی حرف ندارم. چون پارزاکی شرافت دارد. چون پارزاکی اخلاق دارد. چون حرف وقتی پارزاکی میزند آن موقع پارزاکی میشود. او باید بمیرد تا سرنوشت دوباره به او حیات بدهد یا حیات خود را بدست آورد.
پارزاکی تنهاست. پارزاکی بی جان است. پارزاکی از بس جان ندارد می میرد. پارزاکی یک پارزاکی ست. یک پارزاکی می ماند. یک پارزاکی تولد می یابد. یک پارزاکی از دنیا می رود.
هیچکس او را نمی شناسد.

" یک روز از هم گونه های تخمیمم "
[ یکشنبه 7 خرداد 1396 ] [ 04:54 ق.ظ ] [ مجید کلاته عربی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب